تبلیغات
بهاردوباره(خاطرات کموتراپی من) - 82-آخرین تار موهای سابق

بهاردوباره(خاطرات کموتراپی من)

باد با چراغ خاموش کاری ندارد، اگر در سختی هستی ، بدان که روشنی …

82-آخرین تار موهای سابق

این پست جاش وسط پست قبلی بود،ولی چون ربطی بهش نداشت جداش کردم.
کم کم موهای من داشت در میومد
،ولی من همچنان روسری سرم بود.شاید باورش سخت باشه ولی توی تمام این مدتی که من مو نداشتم،همیشه روسری سرم بود،و هیشکی (منظورم بابا و برادرامه)منو بدون روسری ندید،حتی درسا و مامان هم ،ظاهر بدون موی منو ندیده بودن،تا وقتی که اون اتفاقای تلخ افتاد(بعد از دوره چهارم شیمی درمانی) و من کاملا ناتوان شدم و مجبور شدم با کمک اونا حموم کنم.به دوستام گفته بودم قراره یه جشن بگیرم که اسمش جشن 15 سانتیه،و اون جشن روزیه که موهای من 15 سانت بشه.هر روز جلوی آینه مراسم اندازه گیری داشتم،دیگه مثل قبلا نمیریخت ،ولی به خاطر داروهام رشدش کند بود،چند وقت یه بار هم انگار به آدم شوک وارد میشد،یهویی یه عالمه از موهام میریخت.نمیدونم من زیادی ضعیف میشدم،یا داروها زیادی اثر میکرد.شب تاسوعا بود ،که من دوباره خواب دیدم موهام بلند شدهHippie،شاید تو این مدت بیشتر از 100بار این خوابو دیدم،روز عاشورا ما خونه بودیم وبه خاطر شرایط من جایی نرفتیم،تو خونه زیارت عاشورا خوندم،عصری 2تا تار از موهای قدیمم (شاید کلهم 20 تا دونه موی 12-10 سانتی باقی مونده بود!!!) رو کندم و چسبوندم توی دفتر خاطراتمکلافه ،با چند تا از موهای جدیدم که شاید 1 سانت بودن..
این مطلب رو دقیقا به صورت اریب کنارش نوشتم:
ببخشید که عکسش نیست.شما چندتا تار مو فرض کنید.
 عاشورا
------------
این 2تار از موهامه که به 8 مرحله کموتراپی روی خوش نشون ندادن و جای خودشونو سفت چسبیدن،امیدوارم یه روزی بیادکه من خوب خوب بشم و  امکان تحقیقات روی اینارو داشته باشم وبفهمم توی ریشه اینا چی بوده که اینطوری موندن.راستی هرچی زور زدم نتونستم با دست از موهای جدیدم بکنم،.دیشب باز خواب دیدم موهام بلند شده،تو خواب موهام رنگی بود.من به آینده امیدوارم،مطمئنم روزهای خوبی در انتظار منو خانوادمه،اینا رو هم با موچین کندم،موهای جدیدمه انگار تیره تر شده!!!92/8/23






موضوع: ریزش و رویش موهای خوشگلم، دوران درمان نگهدارنده(مهر 92به بعد)،

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نمیخوای چیزی بگی؟(نظرات)() ]