تبلیغات
بهاردوباره(خاطرات کموتراپی من) - خنده ها و گریه ها

بهاردوباره(خاطرات کموتراپی من)

باد با چراغ خاموش کاری ندارد، اگر در سختی هستی ، بدان که روشنی …

خنده ها و گریه ها

نم نم باران پشت پنجره
می نوازد باز هم احساس را
می شکوفاند حریر دلپذیر یاس را
پرده با رقص نسیم
دل به آواز پرستوهای عاشق میدهد
شعله ی شومینه گرم گفتگو با هیمه ها
سردی دستان خالی مانده را دق میدهد
روی رخت آویز، چتر نیمه خیس
بوی آواز شقایق میدهد
نم نم باران پشت پنجره
می نویسد خاطرات سالهای رفته را
میکشد بر شیشه طرح رد پای رفته را
میزند هاشور، اندوه هوای رفته را
آن طرفتر از خیال
در هیاهویی زلال
سینه سرخان چمنزار حریر باغ شعر
بال می گیرند تا رنگین کمان
نارون ها شوق را بو میکشند
بیدها سرپنجه بر مو میکشند
سروهای ناز، ناز کبک و تیهو میکشند
نم نم باران پشت پنجره
باز هم یادآور دیروزهاست
غرق در حال و هوای اول نوروزهاست
از حیاط شمعدانی ها صدای خنده می آید به گوش
سیب های سرخ در حوض عسل قل می خورند
شرشر فواره ی پولک طلا
شوق میریزد به رقص ماهیان نقره ای
سبزه ها در سایه سار مخملین قد میکشند
نقطه نقطه زیر لبخند تمشک
خط ممتد میکشند
برخلاف اینهمه شور و نشاط
من تک و تنها و غمگینم هنوز
سایه ای بر سنگفرش خیس می بینم هنوز
نم نم باران پشت پنجره
مثل من شاید خوشآمدگوی توست
روی شیشه نقش می بندد بخار چایمان
من تعارف میکنم یک حبه قند
می شوی اما تو از جایت بلند
می روی بی هیچ حرفی تا کنار پنجره
مات و مبهوت گلی در منظره
با غم و اندوه نجوا میکنی: "یادش بخیر"
باز برمیخیزم و مثل قدیم
دست و پا گم کرده بر رویت بغل وا میکنم
چشم خیست را تماشا میکنم
باز می خندی کنار دلخوشی هایی که نیست
بغض می گیرد مرا
باز اشکم می چکد بر روی قاب عکس تو
نم نم باران پشت پنجره
مثل خط خوب و زیبای خداست
می نویسد نقطه نقطه سطر سطر:
عاشقی کن عاشقی
زندگی آمیزه ای از خنده ها و گریه هاست

شهراد_میدری



[ سه شنبه 29 اسفند 1396 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ درسا ]

[ نظرات() ]